وبلاگ پاسارگاد.پاســارگاد.pasargad.پاسارگاد75
حلال حلالش به اسمون رفت
15:30     چهارشنبه 29 خرداد 1392

مادر پيري از فرزند راهزنش خواست تا براي اون كنفي از راه حلال به دست بياره
پسره براي انجام خواسته مادر يه روز جلوي مسافري رو گرفت و...


مادر پيري از فرزند راهزنش خواست تا براي اون كنفي از راه حلال به دست بياره
پسره براي انجام خواسته مادر يه روز جلوي مسافري رو گرفت و دستارش رو قاپيد و گفت :اين رو بر من حلال كن
مرد قبول نكرد
جون راهزن چوب دستي شو در اورد . به جون مرد افتاد هرچي اون بي چاره فرياد ميزد حلال كردم دست بردار نبود
جوون راه زن دستار رو پيش مادرش برد
و وقتي مادرش از حلال بودن اون پرسيد جوون گفتكاون قدر زدمش تا حلال حلالش رفت به اسمون

 نوشته ای از :  ‌‌‌pasargad75

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران